پیشگیری
برای پیشگیری از جنون
خیال را به لحظات حُزن انگیز زندگیم راه داده ام
حالا....
دیوانه ام؟
+نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت0:38توسط رها(Raha) |
ارضا
به داخل اتاقش دعوتم کرد
برای آوردن میوه پایین رفت
یکی از موزاییک های کف اتاق کمی جابجا شده بود
از رو فضولی موزاییک رو کنار زدم
یه عالمه ژورنال ها و مجلات خارجی
....
همه مجله ها خیس خورده بودند!
+نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت22:32توسط رها(Raha) |
نجات
تو هم باور می کنی که فرشته ها وجود دارند؟
+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت18:39توسط رها(Raha) |
گریز
از حرارت شعله های درون خود مصمم شد
دل به دریا زد
دقایقی بعد
روی سنگفرش خیابان به خواب رفت
جوی قرمز رنگ به راه افتاده بود
دل به دریا زد
دقایقی بعد
روی سنگفرش خیابان به خواب رفت
جوی قرمز رنگ به راه افتاده بود
+نوشته شده در شنبه ششم مهر 1387ساعت1:30توسط رها(Raha) |



